تبليغاتX
گارد جاویدان
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش کنیم آباد
  انيميشن مولان كه داستانش از داستان گرد آفريد در شاهنامه كپي برداري شدهصحنه نبرد سهراب و گرد آفريد در شاهنامه

ادبیات یکی از پشتوانه های بزرگ هر ملتی است که هویت و شخصیت آن ملت را نشان می دهد و ادبیات داستانی قسمتی مهم از ادبیات است که خصوصیات هویتی ملل در ادبیات داستانی نقش بسته٬ وقتی که داستانی را از یک کشور خوانده میشود  به راحتی میتوان فهمید که ملت صاحب داستان چه کسانی هستند٬ چه معیارهایی را در زندگی دنبال میکنند٬ چه ارزشهای اخلاقی برایشان مهم است و در این دنیا چه مرامی را برای زیستن انتخاب کرده اند٬ داستان همانند تاریخ یک ملت است و هر ملتی  باید همچون تاریخ و هویت خود از ادبیات داستانیشان نیز پاسداری کنند تا هویتشان به یغما نرود. کشور ما ایران بدون هیچ تعصبی از بزرگترین ملل دارای ادبیات قوی در جهان میباشد٬ ادبیاتی که دنیا را متاثر از خود ساخته و در بسیاری از موارد دیگر ملل دنیا به ویژه همسایگان ایران از این ادبیات غنی در ادبیات خود وام گرفته اند٬ ادبیات داستانی به ویژه داستانهای حماسی ایران که گوهر درخشانش شاهنامه حکیم ابوقالسم فردوسی می باشد از ارزشمندترین و ناب ترین ادبیات داستانی جهان است که هویت ما را کاملاْ مشخص میکند٬ در بسیاری از داستانهای جهان به ویژه داستانهای حماسی از روی شاهنامه فردوسی کپی برداری شده به ویژه در داستانهایی که شخصی با نزدیک خود بدون اینکه او را بشناسد در گیر میشود ولی تازگیها و با توجه به عدم حمایت مسئولان از ادبیات خودمان دیگر کشورها همچون مور و ملخ به سمت داشته های ادبی ما حمله آورده اند و آن را به نام خود به یغما میبرند.

داستان گرد آفرید دختر دلیر ایرانی را حتماْ در شاهنامه خوانده اید٬ در یکی از جنگهای سپاه توران با ایران که فرماندهی سپاه توران به دست سهراب بوده گرد آفرید از دژ سپید زره به تن کرده به جنگ سهراب میرود که در جنگ کلاخودش را از دست میدهد و سهراب پی به زن بودن او میبرد و ... این داستان و کلاْ داستانهای مختلف شاهنامه یکایک در حال ربوده شدن هستند در یکی از انیمیشنهای تازه دیزنی به نام مولان ماهیت داستان گردآفرید به شیوه ای بی شرمانه ربوده شده و داستان دختری چینی را نشان میدهد که برای جنگ با مغولها زره به تن کرده و ادای مردها را در می آورد٬ این انیمیشن در کشورهای زیادی به نمایش در آمده و اگر روزی جوانمردی پیدا شود و بخواهد از روی داستان حماسی گرد آفرید فیلم و یا انیمیشنی تهیه کند باور کنید ما را متهم به دزدی داستان مولان خواهند کرد٬ داستان که نه روایت واقعی سپه بد سپاه اشکانی سورن را که خوب میدانید٬ سورن دلیری از میان اشکانیان است که خود لیاقت پادشاهی را داشته ولی آن را قبول نکرده وقتی کراسوس فرمانده بزرگ روم در زمان ژولویس سزار که روم در اوج قدرت و شوکت بوده به ایران حمله میکند او را در جنگ حران شکست میدهد و سرش را از تن جدا میکند ولی به جای پاداش ارد پادشاه اشکانی که از او احساس خطر میکند او را با نیرنگ به هلاکت میرساند٬ از این روایت واقعی در داستان گلادیاتور فیلمی که غربیها چند سال قبل ساختند و در تمام دنیا به نمایش در آمد استفاده شده و آنها در این داستان سردار رومی را نشان میدهند که بعد از شکست ژرمنها خانواده و بعد از مدتی خودش توسط سزار جوان رومی به قتل می رسند. داستان سند باد بحری را هم که همه میدانند چیست تاریخ شناسها همگی هم عقیده هستند که سند باد جوانی ایرانی بوده که داستانش هم ایرانی است ولی با یک تغییر ۱۸۰ درجه عربیش کرده اند و در قسمتهایی از آن داستانهایی گذاشته اند که صد در صد برای کوبیدن ملت ایران است مانند آن داستان سند باد و سر اسب که قبلاْ برای شما توضیح دادم چند وقتیست سریالی ترکیه ای از شبکه سه سیما پخش میشود به نام کلید اسرار که مجری آن برنامه مدعیست که داستانهایی را به نمایش در می آورند که برای مردم کشورشان اتفاق افتاده و آنها از آن فیلم ساخته اند متاسفانه بیشتر این داستانها از کشور ما ربوده شده و با دستکاری و امروزی کردنش آن را به عنوان وقایع واقعی اتفاق افتاده در ترکیه نشان میدهند در یکی از قسمتها مرد ترکیه ای را نشان داد که عازم سفر حج بود ولی با دیدن زنی فقیر که مردار برای فرزندانش میپخت از رفتن به سفر منصرف شده و پول سفر را به زن فقیر میدهد و وقتی دوستانش از سفر حج برمی گردند میگویند او را در حج و کنار خانه خدا دیده اند؟؟!! این داستان را که حتماْ میشناسید در روز روشن آن را ترکی کرده اند و جالب اینجا بود که در فیلم عصر حاضر را نشان میداد در حالی که این اتفاق متعلق به صدها سال قبل است و موارد بسیار زیادی از این قبیل که هر روز ما از شبکه های مختلف سیما در حال مشاهده آنها هستیم.

    سريال تركيه اي كليد اسرار كه در آن از بعضي از داستانهاي ايراني به نام كشور خود استفاده شدهفيلم سينمايي گلادياتور كه داستانش بسيار شبيه به داستان واقعي سورن سردار اشكاني دارد

از این قبیل سرقتهای ادبی به ویژه در عصر حاضر زیاد در حال اتفاق افتادن است متاسفانه صدا و سیمای ایران هم که از بودجه کافی برخوردار است برای ساختن برنامه هایی از این داستانهای غنی کم کاری میکند و بیشتر ما شاهد پرداختن این نهاد به ادبیات و داستنهای بعد از اسلام و دوران صدر اسلام هستیم این آقایان نمیدانند که با این کارها بدتر باعث دوری مردم به ویژه جوانان از اسلام خواهند شد ما تا کی باید شاهد باشیم داستان کشور ما را چینی ها ٬ ترکها٬ غربیها و اعراب به یغما برده اند و هر روز با کمک تکنولوژی پیشرفته غربیها با استفاده از ماهیت کلی داستانهای ایرانی دست به ساخت فیلم سینمایی و یا انیمیشن میزنند و داستانهای ما را به نام خود ثبت میکنند در آن سو هم فیلم سیصد ساخته میشود و ایرانی زمان هخامنشی را مانند حیوانات نشان میدهند٬ متاسفانه یک سال قبل در برنامه اخبار جوانه ها که از شبکه یک سیما پخش میشود گزارشگر این اخبار که شنوندگانش نوجوانان عزیزمان هستند داستان گُرد آفرید را نه یک بار چند بار گرد آفرید خواند شانسی که آوردیم آن را دایره آفرید نخواند!!! این را خود بنده شاهد بودم و متاسفم برای صدا و سیمای ایران که کمکاری خودش یکطرف استفاده از اشخاص کم اطلاع در زمینه ایران عزیزمان سوی دیگر٬ چرا نباید ایران با سرمایه خود از غربیها بخواهد چند فیلم بلند و یا انیمیشن زیبا از داستانهای حماسی ما بسازند؟ چرا ما نباید به گذشته پرافتخار خود افتخار کنیم مگر ایرانیان باستان چه گناهی مرتکب شده اند که نسبت به تاریخ آن زمان بی مهری روا داشته میشود٬ چرا مگر ما در گذشته مردمی نسل کش بوده ایم؟ مگر در زمان فتح کشتیم و غارت کردیم؟ مگر خانه های مردم را ویران کردیم؟

یک درخت به همان اندازه که به شاخ و برگ و تنه نیاز دارد محتاج ریشه هم هست٬ ریشه اگر در درخت نباشد درخت هرگز نمیتواند مدت زیادی را پابرجا باشد و با نسیمی هرچند که عظیم باشد بر زمین خواهد افتاد. درخت وطن ما هم ریشه ای بزرگ و قوی دارد که دیگر کشورها برای نجات خود از خطر فرو افتادن وام گیر ریشه ایران شده اند ادبیات داستانی و حماسی جزیی از این ریشه هستند که باید از آن محافظت نمود متاسفانه بعضیها نه تنها در محافظت از این ریشه کاری نمیکنند بلکه خود دست به تبر شده و در حال زدن تیشه به ریشه خودمان هستند!!!  روزی خواهد رسید که آنها هم متوجه اشتباهات خواهند شد ولی آن روز دیر است و دیگر نمیشود برای این تخریب فرهنگی که از سوی دشمن و خودی صورت می گیرد کاری کرد.

حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:42  توسط حمید رضا مقسمی | 
              مزار لسان الغيب حافظ شيرازي

 از کودکی همیشه این سوال برای من وجود داشت که چرا مرد ایران قدیم که در قدرت و اقتدار میزیستند مانند دیگر کشورهای بزرگ زمانه خود مناطق زیادی را به تصرف در نیاوردند؟ و مانند مصریان و رومیان و یونانیان آثار ساختمانی ارزشمندی چون اهرام ثلاثه٬ مجسمه ابوالهل٬ تاتر کلوزیوم٬ مجسمه زئوس٬ دیوار چین و ... جز اندکی از خود به جا نگذاشتند؟ چرا وقتی یک مکان را به تصرف در می آوردند مانند اعراب فرهنگ خود را به زور به آنجا تزریق نمیکردند؟ چرا وقتی جایی را تصرف میکردند مانند ترکها مردم آنجا را نمیراندند و خود ساکن آنجا نمیشدند؟ چرا اجداد ما بعد از یک مهاجرت که به دلیل بدی آب و هوا از سیبری بدون خونریزی به ایران فعلی کردند مانند دیگر اقوام دیگر حرکتی به سمت غرب نداشتند؟ همیشه این سوالها با من بود و نمیدانستم چرا اینگونه بودند در صورتی که سایر اقوام در زمان قدرت خود کارهای زیادی میکردند تا تاریخ آنها را فراموش نکند.

فیلم پیغام«مسیج»را که با نام محمد رسول الله(ص) بارها از سیما پخش شده حتماْ دیده اید٬ در یکی از سکانسهای پایانی فیلم وقتی حضرت محمد(ص) با یارانشان به سمت مکه حرکت میکنند و آن شهر را بدون خونریزی فتح می نمایند جارچی(بلال) در مکه جار میزند که مردمی که در خانه ابی سفیان (لعن الله) هستند و یا در پشت درهای بسته در امانند٬ هنده همسر خبیث ابی سفیان رو به شوهر خود کرده میگوید: لا اقل درها را  نمیشکند٬ همسرش میگوید: او «منظور رسول اکرم(ص) هستند» از قلبها وارد میشود نه از دیوارها و این پیروزی جاودانه است. و همین اتفاق افتاد دین رسول الله (ص) جاودانه شد و در تاریخ بارها دیده شده کسانی که در زمان قدرت دستهای خود را از ارتکاب اعمال ناشایست باز داشتند تا ابد جاودانه خواهند ماند٬ این پیروز ابدیست و تا قیامت فرد پیروز سربلند خواهد بود. ایرانیان باستان هم اینگونه بودند و ما ملتی هستیم که سپاهش در هنگام حرکت در کشورهای دیگر به گفته دشمنانمان نه آب دهان به زمین میانداختند و نه میوه ای را از درخت میچیدند.

ما مفتخر به کوروش هخامنشی هستیم که در زمان پیروزی بر ملل اطراف آنها را به بند نمی کشید و خون افراد بیگناه را جاری نمیساخت٬ یهودیانی را که سالها در اسارت مردم بابل بودند را آزاد کرده و اعلامیه حقوق بشر را در ۲۵۰۰ سال قبل صادر کرد٬ برای کارگان بیمه و حقوق در نظر گرفت و اجازه برده داری به کسی نداد٬ مردم ایران کسانی هستند که حق مردم سرزمین هایی را که متصرف میشدند محفوظ داشته خونی بی جهت به زمین نمیریختند٬ ما مفتخریم که از معدود کشورهایی هستیم که ننگ برده داری در کارنامه تاریخی مان نیست در حالیکه در بسیاری از کشورهای مدعی دموکراسی در امروز تا صد سال قبل برده دای رواج داشت. ما مردمی هستیم که اگر در سرزمیني مردمی زندگی میکردند آنها را به زور از خانه و کاشانه خود آواره نکردیم٬ ما مفتخریم که در کشور خود مشاهیری از ادب را داشته ایم که هیچ کشوری نداشته٬ ما مفتخریم که خدای احد و واحد را سالهای سال است که میشناسیم. حال به این خبر که چندی قبل از سیمای ایران پخش شد توجه کنید.

کتاب «فی شیرازیات» که برگردان به شعر عربی برخی از اشعار و قصاید لسان الغیب است به دست شاعری لبنانی به نام «محمد علی شمس الدین» صورت گرفته و توسط اتحادیه نویسندگان لبنان چاپ و انتشار گردید٬ کتاب فی شیرازیان در ۲۰۰ صفحه شامل برگردان ۷۵ قصیده از قصائد شاعری نامی ایران زمین حافظ شیرازی است. از طرف صدا و سیمای ایران با این شاعر لبنانی مصاحبه شد و از ایشان سوال گردید که چگونه با حافظ آشنا شدید؟ محمد علی شمس الدین پاسخ داد: با عرض شرمندگی از ملت ایران من در زمان جنگ عراق با ایران به صورت مزدور از لبنان برای جنگ با ملت ایران به جبهه عراق رفتم و با ایرانیان جنگیدم ولی در یکی از عملیاتها اسیر گشته و در اردوگاه اسرا زندان بان من حافظ را به من داد تا مطالعه کنم و از همان زمان مجذوب اشعار حافظ گرديده و تصميم گرفتم اين اشعار را به صورت شعر عربي در بياورم٬ من از آن زندان بان ممنونم که دید من را عوض کرد. بله کتاب خواجه شیراز مردی را که کوه تنفر از فارس بوده به عاشقی تبدیل کرده! لسان الغیب به او نشان داده که مردم ایران چه کسانی هستند و تبلیغات اعراب بعثی همه دروغهایی پوچ و بی اساس است٬ بله زندان بان آقای شمس الدین به او گفته ای مرد این کتاب را بخوان و بدان با چه کسانی میجنگی؟ و این پیروزی جاودانه است.

   ديوان حافظ

دیگر بابت آن سوال کودکی ناراحت نیستم بلکه خوشحالم که در کشوری زندگی میکنم که کتاب شاعرش بعد از نزدیک به هزار سال هنوز بعضی از غافلان را از خواب بیدار کرده و هویت ما را به جهانیان نشان میدهد٬ خوشحالم که در کشوری زندگی میکنم که اولین کشور حامی حقوق بشر در جهان بوده٬ خوشحالم در کشوری زندگی میکنم که سابقاْ کوروش و حافظ در آن میزیسته اند.

حميد رضا مقسمي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 19:53  توسط حمید رضا مقسمی | 
همه ما کلمه پارتیزان را شنیده ایم و میدانیم برای چه کسانی به کار میرود٬ با شنیدن کلمه پارتیزان فیلمهای دهه شصت که بیشتر جنگ بین آلمانها و پارتیزانهای یوگوسلاو٬ روس٬ فرانسوی و ... بود به خاطرها می آيد و همه فکر میکردیم که پارتیزانها ارتش نامنظم اروپاییان به ویژه یوگوسلاوها بوده اند که بر علیه ارتش آلمان نازي مبارزه چريكي ميكردند٬ حتی در یوگوسلاوی باشگاه ورزشی پرطرفداری به نام پارتیزان بلگراد وجود دارد. جنگ پارتيزاني جنگي است شامل حمله ٬ دفاع و گريزاست كه در مواقع مختلف به كار ميرود و كاربرد آن در زمانيست كه ارتش مقابل دارای قدرت زیادی می باشد. در تاريخ جنگهاي دنيا از اين نوع روش جنگي استفاده هاي زيادي شده و در بيشتر مواقع به نتيجه رسيده مانند جنگهاي پارتيزاني ملل به تصرف درآمده در اروپا توسط ارتش هيتلر كه سر آخر باعث نابودي سپاه آلمان شد. مبتكر اين نوع جنگ ايرانيان هستند كه اين روش را در زمان پادشاهي ارد پادشاه اشكاني ابداع كردند و سپاه پارت از آن استفاده ميكرد به همين دليل به جنگ پارتيزاني معروف شده.

در زمان حكومت ارد يا اشك سيزدهم پادشاه اشكاني در تاريخ قرن اول قبل از ميلاد  سپاه ايران سپه بد دليري به نام سورنا داشته٬ در همان زمان روم در اوج قدرت خود بوده و سرداراني رومي ژولیوس سزار، پومیه و كراسوس  سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند كه سرزمینهای پهناوری را كه به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک اداره می كردند. آنها در سوم اكتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوكا تصمیم حمله به ایران را ميگيرند.كراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان ، یعنی شام ‌سوریه بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران، دستیابی به گنجینه های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهم کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.

               

كراسوس (رییس دوره ای شورا) با سپاهی مركب از42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم كه خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشك13) پادشاه اشكانی ،سورن سردار نامی ایران را مامور جنگ با كراسوس و دفع یورش رومی ها كرد. نبرد میان دو كشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه های میانرودان (بین النهرین) و در نزدیكی شهر حران یا كاره روی داد. در جنگ حران، سورن با یك نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی كه تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یك سوم سپاه روم را نابود و اسیر كند. كراسوس و پسرش فابیوس دراین جنگ كشته شدند و تنها شمار اندكی از رومی ها موفق به فرار گردیدند.روش نوین جنگی سورن، شیوه جنگ و گریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند و براي اولين بار از اين روش در اين جنگ استفاده شد. ارتش او دربرگیرنده زره پوشان اسب سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.

افسران رومی درباره شكستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورن فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاكتیك و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشك كوچكی از آب حمل میكرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. به پیادگان با مشكهایی كه بر شترها بار بود ، آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژه ای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان كمانهایی تازه اختراع كرده اند كه با آنها توانستند پای پیادگان ما را كه با سپرهای بزرگ در برابر آنها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست كرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین های دوكی شكل بودند كه با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پی درپی پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از یك نوع سلاح استفاده می كرد و مانند ما خود را سنگین نمی كرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس باید می جنگیدند. این بود كه ما شكست خورده، هفت لژیون را به طور كامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.

جنگ حران كه نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومی ها پس از پیروزی های پی درپی برای اولین بار در جنگ شكست بزرگی خوردند و این شكست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افكند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه كرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت. سن سورن در اين جنگ احتمالاً سي سال بوده و ارد شاه اشكاني بعد از اين پيروزي بزرگ به جايي قدرداني از سپه بد سپاه ايران به او حسادت مي كند و او را به قتل ميرساند متاسفانه بعد از سون يا سورنا اشكانيان ديگر هيچ سرداري را مانند او نيافتند كه در عين شجاعت داراي ذكاوت هم بوده و توانسته بود ارتش پارت را با ابداع روش نويني در جنگ تا ابد در يادها زنده نگاه دارد٬ اولين پارتيزانهاي عالم متعلق به ايران هستند و اين تاكتيك بزرگ جنگي كه بعد از دو هزار سال هنوز هم مورد استفاده است متعلق به پارتيان ايرانيستموضوع تاسف بار در اين باره اين است كه كمتر كسي در ايران ميداند كه ايرانيان پارتي مبتكر جنگ پارتيزاني بوده اند!!! متاسفانه تبليغات دولت درباره مفاخر گذشته ايران زمين به هيچ وجه كافي نيست و در رسانه ملي اين كشور كمتر هزينه اي براي شناساندن مرداني چون سورنا به مردم نشده است؟؟؟!!! اينها همه سوالاتي است كه براي همه ما پيش مي آيد كه چرا كشورهاي ديگر دنيا اين همه روي گذشته خود تبليغات مي كنند ولي در ايران با اين همه افتخار در گذشته كه مانند شناسنامه ملت ماست كمتر اهميتي به آن داده نميشود!!! جاي شكرش باقيست كه خوروي جديد كارخانه ايران خوردرو را به نام آن سپه بد ناكام سپاه ايران زمين نهادند كه ارتش ابرقدرت روزگار خود را در هم شكست و سر بد خواه ايران را از تن جدا نمود. سورنا شايد كمي به فراموشي سپرده شده ولي نام جنگي را كه او طراحيش كرد را تا ابد به نام ايرانيان پارتي خواهند برد. در زیر مطلب یک نوا نمای زیبا گذاشته ام اگر سرعت اینترنت شما مثل من پایین است برای بار اول اجازه بدین با قطع و وصل تا انتها برود دفعه های بعد خوب پخش میشود.

       wais:

حميد رضا مقسمي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 16:8  توسط حمید رضا مقسمی | 
       

قرنهاست که مردم ایران شاهنامه فردوسی را میخوانند و شعرهایش را از بر کرده و به اسطوره های افسانه ای ایران زمین افتخار میکنند ولی کمتر کسیست که در شاهنامه دقت کند تا ببیند منظور فردوسی از نوشتن شاهنامه به ویژه دشمن ایران زمین که همان توران است چیست؟ دیوها که آنقدر در شاهنامه از آنها نام برده شده چه کسانی هستند؟ آیا فردوسی از شعرهایش منظوری نداشته و فقط برای اینکه سروده ای حماسی از خود به جا بگذارد این نامها را برده؟ آیا تمام مردان این سرزمین آریایی هستند؟ چرا از شاهنامه برای مقاصد وطن پرستانه به ویژه در برابر اعراب استفاده میشود؟ آیا فردوسی هم منظوری چنین داشته؟

جواب این سوالات را میتوان با دقت در احوالات مندرج در شاهنامه و موقعیت ایران در زمان نگارش آن تا حدودی به دست آورد٬ نگارش شاهنامه توسط مولوی در زمان حکومت محمود غزنوی و تسلط ترکان بر بیشتر نواحی ایران صورت گرفته و از تنفری که مردم امروز از اعراب دارند خبری نبوده زیرا سالها از حمله اعراب و ویرانی ایران به دست آنها گذشته و ترکان نیز پا به خاک ایران گذاشته بودند٬ با بررسي مطالب شاهنامه هم به خوبي مي توان دريافت كه تورانِ تاريخي، سرزميني است كه بيشتر آن در قزاقستانِ كنوني و از پايان آب سيحون و جيحون و بيابان قراقوم آغاز مي شده و تا مازندران و سواحل رود ولگا و بخشي از مرزهاي چين و مغولستان و سرزمين بلغار ها مي رسيده است؛ كه در آن تورانيانِ آريايي نژاد به سر مي بردند. در عصر هاي بعدي، اغلب اين سرزمين ها به تصرف اقوام ترك و سپس ترك – مغول درآمده. بي جهت نيست كه فردوسي توسي در برابر نفوذ تركان و هجوم هاي پي در پي ايشان به ايران زمين واكنش نشان داده و شاهنامه ي او به نحوي، پاسخ در برابر مشكلات و رنج و آزارهايي بوده است كه ايرانيان از ايشان ديده اند. از اين رو در شاهنامه اگر تورانيان را گهگاه ترك خوانده است، منظور او همان تركانِ معاصر اويند؛ تركاني كه پس از فروپاشي سامانيان، فرمانروايي بر ايران را به دست گرفتند. بررسي مفصل اين موضوع از حوصله ي اين مقاله بيرون است و هدف ما توجه دادن خوانندگان به اين مسئله است كه امروزه بر اثر ترك گرايي بعضی از افراد هدف فردوسی از نگاشتن شاهنامه مخالفت با اعراب معرفی میشود!!!!. دیو هم در تمام کشورهای آریایی زبان وجود دارد ایرانیان آن را دیو میخوانند هندیان دئو و یونانیان زئوس جایی خواندم که احتمالاْ منظور فردوسی از دیو ساکنان قبلی فلات ایران هستند که با ورود آریاییها به این نقطه با آنها درگیر بوده اند ولی این گفته زیاد معتبر نیست.

در تمام دنیا همسایگان در بعضی از اوقات ادعاهایی را بر علیه هم میکنند که زمینه ایجاد اختلاف میشود ولی مسئله باعث تاسف در جریان شاهنامه فردوسی این است که از این کتاب ارزشمند امروزه در جهت مقابله با فرهنگ اعراب استفاده میشود در حالی که فردوسی به جز چند بیت در مورد اعراب اتخاذ موضعی نکرده٬ حمله اعراب به ایران شاید باعث نابودی بسیاری از آثار تمدن ما شده ولی حد اقل دین اسلام را با خود به کشورمان آورده و پیوند زبان پهلوی و عربی را که باعث به وجود آمدن زبان شیرین دریست را به ارمغان آورده ولی حمله مغول و تسلط مغولان و ترکان در ایران صدها برابر ویرانگر از حمله اعراب بوده و هیچ اتفاق مبارکی را هم به همراه نداشته!!! جالب قضیه اینجاست که از این موضوع هیچ حرفی به میان نمی آید و همیشه صحبت از حمله اعراب است؟؟؟!!!

                    
    

فیلم قیصر ساخته مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۷ هم مانند شاهنامه مورد دقت قرار نگرفت٬ کیمیایی در این فیلم که فیلم نامه اش نیز نوشته خود اوست خانواده ای را را نشان میدهد که دختر آن خانواده مورد تعرض چند برادر به نام فامیل آق منگل قرار میگیرد٬ برادر بزرگ که فرمان نام است و تازه در مکه مکرمه توبه کرده برای آبروی خواهر به سراغ برادران آق منگل میرود ولی ناجوانمردانه و از پشت به قتل میرسد٬ برادر کوچکتر که قیصر نام است از سفر برمیگردد و انتقام خون برادر و خواهر را از آق منگلها میگیرد و خود به ضرب گلوله پلیس از پای در می آید. این فیلم از جهات مختلف مورد نقد قرار گرفته و از بهترین فیلمهای تاریخ سینماست ولی تنها وجهی که هیچ کس در مورد آن حرفی نزده همان منظور فیلمساز از ساخته خود است٬  قیصر نامیست آریایی که در تمام کشورهای آریایی به گویشهای مختلف زده میشود مانند کایزر توسط ژرمنها٬ آق که به زبان مغولی و ترکی به زبان روستا و محل اسکان است و منگل همان مغول به زبان ما مونگل به زبان لاتین است که کاملاْ هویداست که منظور چه کسانی هستند٬ فیلم کیمیایی هم برای من مانند شاهنامه است و جالب اینجاست که شنیدم در ترکیه از روی آن به زبان ترکی کپی برداری هم کرده اند!!!!!!!!!!!!

امیدوارم در آینده دقت بیشتری در مورد مسائل مختلف بخصوص نگاشته ها بکنیم تا خدای ناکرده دچار اشتباه نشویم٬ کشور ما ایران به خاطر هزاران دلیل حسودان زیادی داشته و دارد ولی این دلیل نمیشود ما با آنها دشمنی کنیم زیرا ایرانی یعنی حافظ و فردوسی که با کتابی دنیایی را متحول میکردند.

حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 12:22  توسط حمید رضا مقسمی | 
                        

سال ۲۰۰۹ از سوی سازمان ملل به نام سال رودکی نام گذاری شد و مراسم بزرگداشتی هم برای آن شاعر پارسی گو برگزار شد٬ مقبره رودکی در تاجیکستان قرار دارد و احتمال اینکه مانند مولانا توسط ترک زبانان مورد ادعا قرار بگیرد کم است اگر مقبره رودکی به جای تاجیکستان در ترکیه٬ ترکمنستان٬ آِذربایجان یا ازبکستان بود باید از همین حالا قید ایشان را میزدیم و نمیتوانستم ادعای مالکیتش را کنیم٬ ولی چرا ما نباید از این مهم استفاده کنیم تا کشورمان را بیشتر به جهانیان نشان دهیم؟ چرا باید همیشه کشورهای همسایه بدنبال سرقت مشاهیر ما باشند؟ آیا سرقت مشاهیر یک کشور از تصرف خاک آن کمتر است مثلاْ همین اسرائیل را که این همه مورد دشنام ماست مگر قصد ندارد هویت یک ملت را ازش صلب کند؟ کار این کشورها از کار اسرائیل کمتر است؟

بی تفاوتی مسئولان کشور نسبت به مشاهیر ارزشمند کشورمان که سند تاریخ و تمدن و ادب ما هستند و همچنین بی تفاوتی آنها نسبت به نامهای ایرانی بعضی از مناطق باعث شده که اعراب از جنوب و ترکها و ازبکها و قزاقها و قرقیزها از غرب و شمال نسبت به مناطق ایرانی و مشاهیر ادبی ما بنا به احتیاجشان ادعای مالکیت کنند٬ اعراب که خود مشاهیری داشته اند چه در ادب و چه علم نسبت به خاک و آب این کشور ادعای مالکیت میکنند و ترکها و اعوان و انصارشان چون سالها در پی قتل و غارت و خون ریزی در اروپا و آسیا بوده اند حال برای رفع سوء تفاهمات با ملل اروپا که از آنها متنفرند احتیاج به مشاهیر ادبی ما دارند تا خود را مردم ادب پرور نشان دهند برای همین ادبای ایرانی را مدعی شده و روی آنها مانور تبلیغاتی میکنند!!!

این بی تفاوتی تا کی میخواهد ادامه پیدا کند معلوم نیست؟ کشوری که روزی شهرهء ادب و علم و عرفان بود در حال تبدیل شدن به منفور ترین کشور دنیاست و کشورهای خونریز و غارت گر که تاریخشان جز نابودی چیزی دیگری ندارد در حال سرقت ادبا و مشاهیر این آب و خاکند٬ ازبکها که سالها زیر سلطه رژیم شوروی بودند بعد از مستقل شدن با ساختن مجسمه و تجلیل از تیمور او را گرامی داشتند در حالی که آن منفور تاریخ عالم جز کشتن و سوزاندن کار دیگری نکرده!!! ولی ما که مردمی بودیم و هستیم که دنیا ما را به ادب و علم و عرفان میشناخت و نام کشور گل و بلبل را بر ما نهاده بود به روزی افتادیم که هر روز در جایی از این دنیا ما را دشنام داده و متحجرمان میخوانند دلیل این مدعا تصویر زیر است که یکی از هزاران توهینیست که تازگیها به کشور ما میشود و مسئولان نسبت به آن بی تفاوت هستند!!!؟؟؟؟

 

             

این تصویر که ایران را به صورت چاه فاضلابی نشان میدهد که سوسکها و حشرات موذی از در آن بیرون آمده و در اطراف پراکنده میشوند در درروزنامه "کلمبوس دیسپچ" چاپ شهر کلمبوس در اهایو آمریکا به چاپ رسیده و یکی از هزاران توهین آنهاست ولی چرا باید همش بی تفاوت بود و در برابر این تهاجمات فرهنگی با نشان دادن و گرامی داشتن ادبایی چون رودکی ایستادگی نکرد؟ چرا ما خود را آنگونه که هستیم به جهانیان معرفی نمیکنیم؟ چرا مردم دنیا نباید بدانند که ما کیستیم؟ تا کی اجازه میدهید ما را آنگونه که میخواهند به ملتهایشان نشان دهند؟

آقایان فردا دیر است از همین امروز باید با این هجمه تبلیغات منفی مبارزه کرد٬ این کار را باید با ساخت برنامه های تلوزیونی مستند و فیلمهای سینمایی و چاپ کتاب و غیره انجام داد٬ کنفرانس جهانی باید گذاشت و ایران و مشاهیرش را به دنیا معرفی کرد تا فردا آنها را از ما نربایند٬ باید کار کرد زیرا اگر کار نکنیم فردا روز کشور ما مانند کشور مغولستان میشود که منزوی ترین کشور جهان است چرا مگر ما مغولیم؟ چه کسانی میخواهند ما را مغول نشان دهند؟ من و شما که میتوانیم در نت فعالیت کنیم باید کشور خود را به دنیا معرفی کنیم و مانند جریان خلیج عربی در گوگل ماهیت خود را به عالم نشان دهیم٬ ما باید شروع کنیم تا بلکه مسئولان به غیرت آمده کاری کنند. رودکی را فریاد بزنید

حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 23:1  توسط حمید رضا مقسمی | 
در هر ارتشی در دنیا نیروی ویژه وجود دارد که برای انجام عملیاتهایی از آنها استفاده میشود که سخت و مشکل است به همین جهت افراد این نیروها را سربازان کارآزموده و شجاع تشکیل میدهند تا بتوانند از عهده انجام ماموریتهای سخت بربیایند٬ اولین نیروی ویژه در ارتش چه کشوری به وجود آمده سوالیست که پاسخی برای آن نمیتوان یافت اما طبق شواهد تاریخی ایرانیان جزء اولین کسانی بودند که نیروهای ویژه را در سپاه خود به وجود آوردند. به وجود آمدن این نیروی ویژه تحت عنوان سپاه جاویدان مربوط به زمان هخامنشیان می باشد که ایران در آن دوره از یک سازماندهی بی نظیر در سپاهیانش برخوردار بوده.

دستور تشکیل این سپاه توسط داریوش هخامنشی صورت میگیرد و عده‌ي افراد آن به ده هزار نفر مي رسيد و به ده هنگ تقسيم مي شد. اين عده را «سپاه جاويدان» مي‌خواندند، زيرا هيچ گاه از تعداد آن کاسته نمي شد و به جاي کساني که مي‌مردند يا در جنگ کشته مي‌شدند، بي‌درنگ کسان ديگري را مي‌گماشتند. افراد اين سپاه همگي رزم آزموده ودلير و چالاک و در تيراندازي و سواري سرآمد ديگران بودند. در بررسي ارتش هخامنشي، يكي از جنبه‌هاي اعجاب بر‌انگيز آن وجود همين سپاه جاودان است. اين سپاه ده هزار نفري «سپاه آماده باش» شاهنشاه ايران را تشكيل مي‌دادند و نگهبانان شاهي بودند. تصوير سربازان جاويدان را در نگاره‌هاي جبهه شرقي آپادانا، يعني همان نماي اصلي و نخستين تالار بار تخت جمشيد، پشت‌ سر شاه كه بر تخت نشسته، در سه رديف روي هم مي‌توان ديد. در اين تصوير، تعداد حدود صد سرباز به نمايندگي از ده هزار سرباز نقش شده‌اند.

سرباز جاويدانسرباز جاويدان


لباس بلند چين دار هخامنشي، كفش ايراني سه‌بندي و نوار بي‌گره دور سر آنان نشان از پارسي بودن اين افراد دارد. ايران‌شناسان از اين نقوش نتيجه مي‌گيرند كه همه افراد «ده هزار جاودانان» از پارس‌ها بوده‌اند. نيزه دست همه اين سربازان در قسمت پايين به يك انار كوچك ختم مي‌شود. از اين‌رو، يونانيان آنان را «سيب بر» ناميده‌اند. برهمه سپاه يك «سپاهبد» يا سپهبد (سپادپيتي) فرمان مي‌راند كه فرمانده كل سپاه جاويدان و داراي قدرت فوق‌العاده‌اي بود. اين سپاهبد يا خود شاهنشاه بود و يا توسط شاه از افراد خانواده خود و يا از ميان دوستان طرف اعتمادش بر‌گزيده مي شد.

حسادت غربیان به ویژه یونانیان به این سپاه جاودان تا به آنجاست که بعد از دوهزار و اندی سال هنوز هم در پی تخریب یاد آن راد مردان در اذهان مردم سایر ملل هستند فیلم سیصد را که خاطر شریفتان هست ولی فقط همین نیست در کشور خود ما هم از این نام سووء استفاده بدی شد در زمان پهلوی دوم ایشان قسمتی از سربازان زبده و قد بلند ارتش را در لشکری به نام گارد جاویدان سازماندهی نمودند که وظیفه اصلی این گارد محافظت از شاه و خانواده ایشان بود ولی در جریان پیروزی انقلاب گارد جاویدان پا به خیابانها گذاشت و متاسفانه مردم تظاهرات کننده را به خاک و خون کشید.

سربازان گارد جاویدان با ماسک ضد گاز بر صورتشان که شمایلشان را وحشتناک مینمود یادشان رفته بود و یا اصلاْ بلد نبودند و نمیدانستند که مردمی را که دارند میکشند فرزندان و یادگاران سپاه جاویدان هستند٬ بعدها گفته شد که پشت بعضی از آن ماسکها سربازان اسرائیلی بودند و این خود خیانتی بزرگ به نام سپاه جاویدان است. ولی تمام این اتفاقات هرگز نام سپاه جاویدان را لکه دار نخواهد کرد ارتشی که در روزگاران گذشته نامش لرزه به اندام دشمنان ایران زمین می انداخت و از آنان در تاریخ به نیکی یاد میشد سربازان شجاعی که در سرزمین دشمن به هنگام فتح نه میوه ای از درختان می چیدند و نه حتی آب دهان بر زمین می انداختند هم شجاعتشان در هنگام نبرد مثال زدنی بود و هم ادبشان در هنگام فتح.

افتخار ما به آنها بی انتهاست               حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 10:57  توسط حمید رضا مقسمی | 
           نقشه هوايي منطقه سد سيوند

سالهاست که بحث سد سیوند در محافل ما جریان دارد و مخالفین و موافقین با هم بحث میکنند به هر حال هر دو مورد آب گیری سد و مواظبت از مقبره تاریخی کوروش بزرگ مهم است و نیاز به کار کارشناسی دارد. از سوی موافقان گفته میشود که آب گیری این سد هیچ ضرری به مقبره کوروش بزرگ نخواهد زد ولی مخالفان این طرح عنوان کرده اند که با آب گیری این سد نم حاصله به مرور زمان بنیان این اثر تاریخی را از بین خواهد برد. هر روز هم خبر جدیدی از سد به گوش میرسید و اما چندی قبل برنامه ای در این زمینه از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که در خور توجه بود.

برنامه راجع به سد سیوند بود و با کارشناسان و موافقان و مخالفان و مردم منطقه صحبت شده بود که بسیار جالب بود!!! مرتب صحنه های کشتزارهایی به نمایش در ممی آمد که از بی آبی خشک شده بود و مردم روستایی را نشان میداد که همه طلب آب کرده و می گفتند ما تشنه هستیم و آب می خواهیم٬ کارشناس خبره این برنامه هم مرتب از بی آبی اهالی منطقه صحبت کرده و گوشزد میکرد که سد حتماْ باید آب گیری شود و این آب گیری هیچ ضرری به بنیان ساختمان مقبره کوروش هخامنشی نخواهد زد!!! نماینده ای از مخالفان طرح آب گیری سد هم بود تا  دیدگاه مخالفان را بیان نماید ولی ای کاش نبود؟؟؟!!! مردی با مو و ریش بلند به سبک پارسیان دوهزار سال قبل که صحبت کردنش هم مانند پارسیان قدیم بود هی میگفت: نکنید و سد را آب گیری نکنید

خیلی راحت میشد فهمید که این مرد مخالف را در سالن های گریم سیما به این صورت در آورده اند و هدف ابله و مرتجع نشان دادن مخالفان آب گیری سد سیوند است و این برنامه با منظور ساخته شده تا طرح آب گیری سد را توجیه نماید  از آن سو اهالی آن روستاهای در حال نابودی را هم مشخص بود که دیالوگی را حفظ کرده اند تا جلوی دوربین بیان نموده و طرح تشنه بودن مردم هم که خود آخر دور اندیشی بود زیرا مردم کشور ما نسبت به این مسئله حساس هستند و نمیخواهند احدی بر روی زمین تشنه باشد.

بنده خود در زمینه آب گیری سد سیوند هیچ نظری ندارم زیرا از عمق قضیه بی خبرم که آیا این سد به مقبره کوروش خسارت میزند یا نه؟ اما از این کار صدا و سیما هم خوشم نیامد٬ احمق فرظ کردن مخاطبان کار درستی نیست و ما احمق نیستیم مسئولین محترم سیما شما اگر عده ای کارشناس خبره زمین شناسی و کارشناسان سد سازی و کارشناسان حفظ میراث فرهنگی را به این برنامه دعوت میکردید بهتر نبود تا یه عده آدمی که هیچ کس آنها را نمیشناخت؟؟؟  آیا همین شماها نبودین که میخواستید جلوی طالبان را بگیرید تا آن مجسمه های تاریخی را نابود نسازند؟ و حتی پیشنهاد خرید آن را هم مطرح کردید؟ کوروش کم کسی بوده؟ خونخوار و جبار بود؟ آیا کمردم ایران حق ندارند که نگران مقبره آن فرد بزرگوار باشند؟ برای چی و با کدام مجوز ایران دوستان را با نمایش شمایل آن مرد مسخره میکنید؟ 

                    سيوند

در زمان پهلوی دوم و در اثر نادیده گرفتن اسلام و تفکرات دینی ملت ایران از سوی ایشان مردم ایران برای مبارزه منفی با این وجه شخصیتی شاه خود هر روز به سوی اسلام نزدیک و نزدیکتر میشدند و کار به جایی رسید که او را از کشور خود راندندو اینک از سوی مسئولین تفکرات ملی گرایانه مردم به ویژه نسل جوان در حال نادیده گرفتن است و باعث شده  تا روز به روز به طرفداران ایران قبل از اسلامن افزوده شده و گردنبند اهورامزدا دارد کم کم جای گردنبند الله را که سالها بود زینت مردم ایران بود میگیرد٬ همچنين در اين زمينه دشمان اين مرز و بوم با بازي با احساسات جوانان آنها را به مبارزه دعوت ميكنند و ايجاد آشوب را خواستارند كه بايد براي اين مهم هم چاره اي انديشيد. امیدوارم از سوی مسئولین یک روش عقلایی در این زمینه پیش گرفته شود و با احترام گذاشتن به عقیده جوانان وطنپرست آنها را هر چه بیشتر به سمت خدای بزرگ نزدیک نمایند.

امیدوارم                           حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 1:35  توسط حمید رضا مقسمی | 
                        

در زمان حکومت پهلوی دوم و با جدی شدن شعارهای کشورهای عربی بر ادعاهای مرزی نسبت به دیگر کشورها به ویژه ایران٬ پهلوی برای اینکه در مقابل این کشورها به موازنه قدرت دست بزند به سمت دوستی با کشور اسرائیل رفت ولی با کشورهای عربی هم دشمنی نکرده و یک سیاست میانه را پیش گرفت٬ سیاست خارجی حکومت پهلوی به گونه ای بود که توانست تا پیروزی انقلاب اسلامی با تمام کشورهای همسایه به آرامی زندگی کند و یادمان نرود که همسایه ای ایران آن زمان داشت به نام اتحاد جماهیر شوروی که دشمن درجه یک کاپیتالیستهای دوست شاه بود ولی پهلوی با آن کشور هم با سیاست خود رفتار کرد. ثبات سیاست خارجی ایران به گونه ای شده بود که این کشور را جزیره ثبات نامیدند و لقب ژاندارم منطقه را به او دادند٬ حتی وقتی که بعثیها در عراق به حکومت رسیدند و ادعای خوزستان و ... را از ایران کردند پهلوی با حمایت از اکراد عراق به آنان فشار آورد تا دست از ادعاهای پوچ خود برداشته و قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را امضا کنند. و اما حال

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  و پیگیری سیاست حسن همجواری بر پایه قوانین مقدس اسلام وضعیت به کلی برای ایران فرق کرد٬ کشورهای همسایه که تعدادشان هم بیشتر شده متاسفانه این رویکرد ایران را ناشی از ضعف این کشور بزرگ پنداشته اند به گونه ای که کشور امارات متحده عربی از همان ابتدای پیروزی انقلاب به همراه عراق مدعی قسمتی از خاک و آب ایران شدند و یکی از این ادعاها ختم به جنگی شد که هشت سال به طول انجامید و عده زیادی از مردم کشور عزیزمان به خاک و خون غلطیدند و امارات هنوز هم دست از ادعاهای خود برنداشته و جزایر سه گالنه را خواهان است. کشور کوچیکی مثل قطر و یا بحرین هم که روزگاری جزء خاک ایران بوده اند با طرح خلیج عربی و همراه کردن دیگر کشورها با خود آبهای تاریخی ما را مدعی شده اند!!! از سوی دیگر کشور پاکستان با عدم کنترل مرزهای خود با ایران راه را برای تروریستهای آدم کش امن کرده تا گاهگداری به خاک ایران پا گذاشته و هم وطنان عزیزمان را به خاک و خون بکشند!!! افغانستان که مدتها ایران میزبان مردم جنگ زده آن کشور بوده و هست آب آمو دریا را به روی مردم زابل میبندد!!! ترکمستان در سردترین زمستان چهل سال گذشته ایران گازی را که سالها بود از آن کشور وارد ایران میشد به یکباره قطع میکند!!! دیگر کشورهای حاشیه دریای خزر به همراه روسیه که قدرتی در برابر شوروی سابق به حساب نمی آید هر روز میزان سهم ایران از دریای خزر را کمتر میکنند به گونه ای که ۵۰ درصد زمان پهلوی دوم  را ۱۱ و یا ۹ درصد اعلام میکنند!!! ترکیه چند سال قبل به بهانه تعقیب اکراد مخالف کشورش با بالگرد به روستایی در ایران حمله کرد و آن را ویران ساخت!!! چند وقت قبل عده ای ایرانی را در کشور آذربایجان گرفتند و در تلوزیون این کشور نشان دادند که اینها برای خراب کاری در آذربایجان از طرف سپاه پاسداران ماموریت داشته اند و ...!!! دلیل این همه چالش با کشورهای همسایه آن هم در زمانی که کشور در ثبات سیاسی و نظامی قرار دارد چیست؟ چرا نباید با این ادعاها و تحرکات برخورد مناسبی کرد تا بقیه هم درس گرفته و هر روز مدعی جایی نشوند؟

خدای ناکرده منظور من برخورد نظامی نیست زیرا بعضی وقتها کارهای سیاسی از هر برخورد نظامی بهتر است مثلاْ زمانی که صدام بعثی تازه در عراق به قدرت رسیده و لشکرش را به مرزهای ایران آورده بود پهلوی دوم بلافاصله ارتش ایران را به مرزها فرستاده و در آنجا خطاب به صدام بعثی چنین گفته بود: کاری نکن که ما نهار را در بغداد بخوریم٬ همین تحرک سریع و پاسخ دندان شکن به آن خبیث باعث شد که صدام از مرزها عقب نشسته و بعدها قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را قبول کند٬ چرا اینک با اینگونه تحرکات برخورد نمیشود؟

 وقتی عراقیها در نقشه های خود خوزستان ایران را عربستان می نامند و نام خرمشهر را محمره گذاشته و مدعی آن میشوند چرا ما بغداد را مدائن ننامیده و کردستان عراق را مدعی نشویم؟ وقتی امارات متحده عربی با این وضع و اوضاعش جزایر سه گانه را مدعی میشود چرا ما دبی را مدعی نشویم؟ وقتی پاکستان با عدم امنیت نقاط مرزی خود باعث نا امنی چند استان ما میشود چرا ما مهاجرین این کشور را بازنمیگردانیم تا حل مشکلات آنها دولت پاکستان را از اینگونه کارها برحذر کند؟ وقتی دولت افغانستان آب رود خانه آمو دریا را بر مردم زابل میبندند چرا ما کمکهای مادی خود به این کشور را قطع نمیکنیم تا فشاری بر آن دولت باشد؟ وقتی ترکمستان در بدترین شرایط گاز را قطع میکند چرا ما مرزهای این کشور را مدتی نمیبندیم تا مجبور شود برای ترانزیت کالاهای اساسی خود دور دریای خزر را زده و حساب کار به دستش بیاید؟ وقتی دولت ترکیه به بهانه برخورد با اکراد روستایی را در کشور ما هدف قرار میدهد چرا ما در برخورد با منافقین اشتباهاْ پاسگاهی را در آن کشور هدف قرار نمیدهیم؟ وقتی کشورهای حاشیه دریای خزر با حمایت روسیه قلدر سهم پنجاه درصدی ایران را میخواهند به نه درصد کاهش دهند چرا ما به دروغ شایعه درست نمیکنیم که ایران برای حل این مشکل خواهان برقراری ارتباط با ایالات متحده آمریکاست تا روسها را کمی به فکر واداریم؟ وقتی طرح مسئله خلیج عربی به میان می آید چرا ما کشور بحرین را طلب نمیکنید؟

اینها همه سیاستهایست که دیگر کشورها هم آن را به کار میبندند٬ آقایان دیگر چیزی به نام سیاست حسن هم جواری وجود خارجی ندارد و اگر کشوری مثل ایران نخواهد با نگرش کاملاْ منطبق به منافع مردم کشور در سیاست خارجی عمل کند این کشورهای عزیز همسایه هر روز گوشه ای از این کشور را طلب میکنند و فشارش را به ما می آورند. بهتر است کمی در سیاست خارجی دقت کنیم تا فردا روز مردم آینده شما را مانند شاهان قاجار لعن و نفرین نکنند.

حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 18:33  توسط حمید رضا مقسمی | 
سال گذشته و در بحبوحه جدال ایران با کشورهای غربی بر سر مسائل هسته ای کنفرانس سران کشورهای حاشیه دریای خزر در تهران برگزار شد و رئیس جمهورهای کشورهای حاشیه دریای خزر میهمان آقای احمد نژاد بودند٬ جناب پوتین رئیس جمهور با اقتدار روسیه هم تشریف آوردند! مردم طبق معمول تصاویری از این اجلاس دیدند و بلافاصله بعد از آن خبر موفقیت آمیز بودن اجلاس و شکست برنامه های تبلیغاتی غرب برای به بن بست کشیدن این اجلاس از رسانه های گروهی پخش شد. ما هم طبق معمول شنیدم و اطمینان کردیم. اهمیت فوق العاده این اجلاس برای ایران از آن جهت بود که کشور و دولت ما از سوی کشورهای غربی به ویژه آمریکا برای تعلیق برنامه هسته ای سخت تحت فشار بود و دنبال راه نجاتی برای خلاصی از این فشار و یافتن دوستان و متحدانی برای کمک به ایران میگشت و روسیه و چین به خاطر داشتن حق وتو در شورای امنیت گزینه های نخست بودند.

        اجلاس تهران

بلافاصله بعد از این اجلاس در میان مردم شایعاتی پیچید مبنی بر اینکه دولت برای خلاصی از دست غرب و رسیدن به انرژی هسته ای از سهم بیست درصدی خود در دریای خزر گذشته و به یازده درصد قناعت کرده تا با دادن باج به روسها حمایت آنها را برای یاری ایران در اجرای اهداف سیاسی به دست آورد!؟؟ ابتدا خوب این یک شایعه بود و ما که از جزئیات اجلاس خبر نداشتیم نمیتوانستیم صحت آن را قبول کنیم تا اینکه... تا اینکه مدتی بعد از اجلاس در اخبارساعت ۱۹ شبکه یک خبر نگار با دو نماینده مجلس که به جناب متکی در صحن علنی مجلس اعتراض کرده بودند  مصاحبه ای کرد و دلیل اعتراضشان را پرسید؟ یکی از آنها اینچنین جواب داد که کشورهای حاشیه دریای خزر در برنامه های تلوزیونی خود سخنانی از جناب متکی پخش کرده اند که ایشان میزان سهم ایران از منابع دریای خزر را یازده در صد اعلام کرده و این سخنان باعث جشن و سرور در این کشورها شده؟؟؟!!! جناب متکی بلافاصله تکذیب کردند ولی شایعات همچنان ادامه دارد.

چرا از سوی دولت و رئیس جمهور ما آقای احمدی نژاد در این مورد شفاف سازی نمیشود؟ این مسئله از نظر اهمیت هزاران بار بیشتر از انرژی هسته ای مهمتر است و مردم ایران نمیخواهند بی دلیل از حق قانونی و مسلم خود برای جلب نظر کشوری که سابقه دشمنی آن با ایران و ایرانیان اثبات شده بگذرند٬ کشور روسیه را همه میشناسند که زمین خواری بزرگ است این کشور مدتها با قلدری زمینهای دیگر ملل را به کشور خود می افزود و کار را به جایی رساند که ملتهایی چون قزاقها٬ قرقیزها٬ تاجیکها٬ ازبکها٬ ارمنیها٬ ترکها٬ ترکمنها٬ گرجیها زیر یوق این غول استبدادی بودند و هم اینک هم تاتارها و مسلمانان چچنی زیر سلطه این کشور هستند. کشورهای دیگر زیادی از روسها خاطرات بد دارند مانند سوئدی ها٬ فنلاندیها٬ لهستانیها٬ بلغارها٬ رومنها٬ ژرمنها٬ مجارها و...چطور به این کشور دوباره اطمینان میکنید در حالی که داغ دو قرار داد ننگین گلستان و ترکمنستان هنوز بر دل ایرانیان است٬ شما که دم از مذهب میزنید چطور فراموش میکنید که حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا المرتضی(ع) به دست این نانجیبان به توپ بسته شد؟؟؟!!! چطور فراموش میکنید تجاوز سربازان روس را به نوامیس اسلام در سرزمینهایی که به دستشان افتاد؟  ندیدید  خالی کردن پشت عراق را که این همه به آنها وعده و وعید دادند که در برابر تجاوز احتمالی غرب به بعثیها کمک میکنند ولی فرار کردند؟ در همين قضيه نيروگاه بوشهر كارشكني روسها چقدر به ملت ايران ضرر زد؟ چقدر به منافع مالي ما ضرر زد؟ چقدر ما را مايوس كردند و دوباره اميد دادند؟چطور فراموش میکنید؟؟؟

                    پوتين

انرژی هسته ای و یا هر چیز دیگر نباید ما را دوباره به روسها نزدیک کند زیرا آزموده را آزمودن خطاست٬  در جریان جنگ جهانی دوم قبل از توافق آلمان نازی با روسها و حمله به لهستان وقتی نمایندگان انگلستان برای جلوگیری از حمله نازیها به لهستان به این کشور پیشنهاد میدهند که ارتش سرخ وارد لهستان شود٬ لهستانیها قبول نکردند و حاضر به جنگ با آلمان میشوند ولی تن به ورود ارتش سرخ به کشورشان نمیدهند٬ دلیلش جز تنفر ملل همسایه روسیه از روسها بوده؟؟؟ همه کشورهای همسایه روسیه از این کشور متنفرند زیرا مانند کشور ما آسیبهای فراوان از این قوم بد کردار دیده اند. متاسفم برای سیاستمداران ما که این چیزها را نمیدانند یا خود را به نداستن زده اند! افتادن از چاله آمریکا به چاه روسیه کار خطرناکیست که در صورت این امر ملت هرگز سیاستگذاران خود را نخواهند بخشید.

امیدوارم همه اینها شایعه ای بیش نباشد و ما در آینده از سوی دولت آقای احمدی نژاد شاهد شفاف سازی در این زمینه باشیم.

 امیدوارم                               حمید رضا مقسمی

wais:

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 16:45  توسط حمید رضا مقسمی | 
               abdiiii2

سالها بود که اعراب خلیجی ادعایی داشتن مبنی بر اینکه خلیج فارس نامش خلیج عرب است و دلیل این ادعا را مرزهای طویل خود در حاشیه خلیج عنوان میکردند و مسابقات ورزشی و فرهنگی میگذاشتند و در تکاپو بودند ولی هیچ کس به آنها اهمیت نمیداد تا اینکه در این چند سال اخیر مخصوصاْ با این کاری که گوگل کرد این قضیه جدی شده و به یک بحث ملی میهنی تبدیل گشته٬ چه کس و یا کسانی در پشت این ماجرای جدید هستند؟ و چه اهدافی را دنبال میکنند؟ در اینکه اعراب خود پایه گذار این مسئله بودند شکی نیست و بنده خود در سفری که به عراق داشتم این مسئله را به وضوح دیدم حتی یک روحانی شیعه و سید از من پرسید که چرا شما به خلیج عربی خلیج فارس میگویید؟ و... که دوستی که به زبان عربی تسلط داشت جواب داد که به خاطر داشتن مرز طویل ایران در حاشیه خلیج ما آن را پارسی میدانیم. فقط همین هم نبود اعراب ادعای مالکیت بر جزایر سه گانه و رودخانه اروند را دارند و نام اروند را شط العرب میخوانند بماند که خوزستان را عربستان و خرمشهر را نیز محمره میگویند اینها همه ادعای آنهاست و کسی تا چند سال قبل به آن اهمیت نمیداد مانند ما که در اوایل انقلاب در نقشه ای که روی سکه ۵۰ ریالی بود نام دریای خزر یا کاسپین را دریای مازندران مینوشتیم.

اما تازگیها از سوی غربی ها هم به این مسئله دامن زده میشود که دل ملت ایران را خون کرده است گوگل با نامگذاری خلیج عربی چه قصدی جز دشمنی با ایران داشته است؟ آنها که خود را از تعصب دور میدانند چرا این کار را کرده اند؟ اعراب قدرت این را ندارند که در نهادهای غربی نفوذ کنند زیرا که اگر میتوانستند سالهای سال قبل این کار را میکردند پس کار قدرت بزرگتریست که سعی در ایجاد اختلاف اساسی مابین ما و اعراب حاشیه خلیج دارد بماند که اعراب آن طرف دنیا هم از هم زبانان خود همایت میکنند.

             

سالهای سال است که غربیها کشور فلسطین را از دست اعراب درآورده اند و مردم فلسطین را آواره کشورهای عربی همسایه کرده اند و هر وقت میخواهد جنبشی در میان این کشورها به وجود بیاید که بتواند کشور فلسطین را از کنترل یهودیان خارج کند کشورهای غربی که حکومتشان کاملاْ وابسته به صهیونیسم بین الملل است دست به کار شده آن جنبش را از میان برداشته و یا از مسیر خود خارج میکنند بعد از اشغال کشور عراق جایی خواندم که یهودیان در حال خرید زمین در این کشور هستند و با وجود این کشتارها مردم عراق در حال فرار از کشور خود و جالب اینجاست که کسی به این مسئله اعتراض نمیکند ولی همان اعراب عراقی صبح تا شام در این فکرند که ای وای نام خلیج عرب خلیج فارس است! اینها همه محصول تبلیغات بنگاههای وابسته به صهیونیسم بیت الملل است و اعراب که در ساده لوحی زبانزد خاص و عام هستند خود نمیدانند که در دام دشمن درجه یک خود یعنی یهود گرفتار شده اند.

من نمیدانم این ساده لوحی تا چه حد است ولی میدانم که یهود نه فقط فلسطین بلکه از نیل تا فرات را میخواهد و اکنون در فلسطین است و در حال تصرف عراق٬ زمین اعراب در این دوکشور و قسمتهایی از لبنان و سوریه و مصر و اردن اشغال شده و اینها به فکر راهی برای تغییر دادن نام خلیج همیشه پارس به خلیج عربی هستند. سیاستمداران عرب چقدر از فلسطین گفتند؟ صد برابرش را به ناحق از ایران طلب کردند اینها هر روز با اسرائیل دوست تر و با ایران دشمن تر میشوند و طلب زمینهایی را که در اثر بی عرضه بودنشان در فلسطین و لبنان و سوریه و مصر و اردن از دست داده اند از کشور ما میکنند. یکبار هم که با تمام قوا و همایت کل ابرقدرتها به خاک پاک میهنمان تجاوز کردند ولی سرخورده و نالان در برخورد با شیران ایران پا به فرار گذاشتند. 

              

اینها نمیخواهند بدانند و یا خود را به ندانستن زده اند که دورتادور این خلیج روزگاری متعلق به ایرانیان بوده و بیشتر مردم آن را در حال حاضر هم پارسیانی تشکیل میدند که اجدادشان از لارستان شیراز بوده اند مانند همین مداح کویتی القطری که خود را از لارستانیهای شیراز میدانست از آن گذشته در تمامی نقشه های باستانی که به دست آمده نام این خلیج دریای پارس بوده و در پارسی بودن آن هیچ شکی نیست همانطور که در ساده لوح بودن اعراب حاشیه خلیج. این مردمان باید دشمن خود را بشناسند مانند امیر کشور کویت که از دوستی با صدام درس بدی گرفت و اینک به دوست درجه یک ایران تبدیل شده و در جریان انرژی هسته ای وقتی از او سوال میشود که آیا انرژی هسته ای ایران صلح آمیز است میگوید: ما از ایران تا به حال جز صلح چیزی ندیده ایم٬ من خوشحالم که در کشوری عربی همچین امیری حکومت میکند و ای کاش مابقی این سردمداران عرب هم مانند امیر کویت به نیات کشورها فکر میکردند و به جای ادعاهای بی اساس نسبت به ایران به فکر زمینهای از دست داده خود در فلسطین و دیگر کشورها باشند و بدانند که غرب به ویژه آمریکا ایران را مانند کودکی که از دست داده دوست میدارد و تمام این کارها برای آن است که دوباره کودک از دست داده را در آغوش کشد و وای به روزی برای اعراب که دوباره این کودک نا آرام به آغوش آمریکا بازگردد.

حمید رضا مقسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:4  توسط حمید رضا مقسمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
کشورهای زیادی تو دنیا هستن و مردم اون کشورها به دلایل مختلف به کشور خودشون افتخار میکنن، دلایلی مثل تاریخ تمدن طولانی، ثروتهای خدادادی، طبیعت زیبا، ملت قوی و پایدار، فتح و فتوحات تاریخی و...
کشور عزیز ما ایران تمام این افتخارات رو یکجا داره. ما ملتی با افتخار به گذشته، با صلابت در حال و با افقهای بلند در آینده ایم.
کشوری که در زمان فتح دست به کشتار نزده مانند مغول، یونانی، آلمانی، روس، تاتار، آمریکایی، انگلیسی و... و در دین و فرهنگ و ادب سرآمد ممالک عالم است.

افتخار ما به این آب و خاک بی انتهاست.

حمید رضا مقسمی

وبلاگهاي ديگم
رادیو خراب
غدیر سبز
داستان من
جنگجو
شاهد عيني
يار دبستاني من
غروب آفتاب
شاهزادهء تاريكي ها
زنده باد آرژانتين
زنده باد بارسلون
تمام وبلاگام
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
شخصی
پیوندها
بسم الله الرحمن الرحيم
بحث آزاد
ياور هميشه مومن
به نام خالق پارس
ايران تو را خواهم ساخت
موژان
خدا را جا به دلهاي شكسته است
نسيم
بيد مجنون
در ياد
حرفهاي دل
هم میهن
میراث ملی
در نوشتند
احساس اندیشه
آمستریس
مثل شب
برای آزادی ایران
نامه پارس
رد پای انسان
ايران سرزمين جاويد من
جاودانان
مهر وطن
آيين مهر
وطنپرست خسته
آرس ،خدای جنگ
پاينده باد سرزمين كوروش بزرگ
کوچیک بودم قاطی بودم
ای عرب دوسته فرهنگ فروش
پــیــــــام آور آریـــایــــــی
زاد مهر
سرباز ولایت
ایران وطن من
ایران نامه
آزادی بی آزادی
ایران آگاه
راه در جهان یکی است آن راه راستی است
مقالات معتبر
ايران سوخته
سهند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
__________________